آیا امیرالمؤمنین(ع) می‏خواهد ما "علی پرست" شویم؟!

 

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

«حجت الاسلام والمسلمین محمدمهدی ماندگاری» که ابتدا با روایتگری سیره شهداء شناخته شد از مبلغان باسابقه حوزه علمیه قم است. وی که دارای تحصیلات خارج فقه و اصول و نیز کارشناسی ارشد علوم سیاسی است سالهاست در مجالس اهل بیت(ع) سخن می گوید. وی همچنین علاوه بر حضور در دانشگاه‏ها، از سال 1388 تاکنون نیز در برنامه تلویزیونی "سمت خدا" به ارشاد مردم می‏پردازد.

استاد ماندگاری با وجود این مشغله ها و نیز برنامه سفر به مشهد مقدس، پاسخگوی سؤالات خبرنگار ابنا در رابطه با امیرالمؤمنین علی(ع) بود.

 

متن کامل مصاحبه اختصاصی خبرگزاری ابنا با ایشان را بخوانید:

 

ابنـا: ابتدا ایام شهادت مولا امیرالمؤمنین(ع) را خدمت شما تسلیت عرض می‏کنیم. می‏دانیم که اکثر قریب به اتفاق مسلمانان، به اهل بیت پیامبر علاقمند هستند. اما دلیل اینکه بسیاری از آنان از مذهب اهل بیت(ع) پیروی نمی‏کنند عدم شناخت صحیح آنها از اهل بیت(ع) است. به عنوان سؤال اول، برای اینکه این شناخت حاصل شود لطفاً کمی درباره جایگاه امیرالمؤمنین(ع) در عالم هستی توضیح دهید.

ــ بسم الله الرحمن الرحیم. ایام شهادت حضرت امیرالمؤمنین(ع) ایامی دردناک و سوزناک و غمبار است. امیدوارم ان‎شاءالله خداوند به همه ما توفیق دهد در این ایام، بخشی از وظیفه خود نسبت به آن نازنین ادا کنیم.

به صریح آیات قرآن، امیرالمؤمنین علی(ع) به عنوان انسان کامل، خلیفه الله، ولی خدا و جانشین پیغمبر(ص)، بعد از رسول خدا(ص) بالاترین شخصیت عالم هستی است.

علی(ع) مصداق «آیه تبلیغ» در روز غدیر است؛ "یَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَه"(1). بر این اساس، ولایت علی(ع) همتای نبوت نبی(ص) است.

علی(ع) مصداق «آیه مباهله» در ماجرای احتجاج با مسیحیان نجران است؛ "فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ"(2). بر اساس این آیه، علی(ع) نفس و جان پیغمبر(ص) است.

علی(ع) مصداق «آیه شراء» در جریان لیلة المبیت است؛ "وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّه"(3).

علی(ع) مصداق «آیه ولایت» در حادثه خاتم بخشی در رکوع است؛ "إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُون"(4).

علی(ع) یکی از مصادیق سوره انسان و «آیه اطعام» در جریان روزه داری و انفاق اهل بیت(ع) است؛ "وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسيراً"(5).

آیاتی که در شأن امیرالمؤمنین(ع) نازل شده و نیز روایاتی که درباره ایشان از پیامبر(ص) صادر شده، با هیچیک از یاران و اصحاب و حتی بستگان پیامبر(ص) قابل مقایسه نیست. لذا اگر مردم عزیز ما و همه کسانی که این مصاحبه را مطالعه می کنند ـ از شیعه و سنی ـ توجه داشته باشند که وجود نازنین امیرالمؤمنین(ع) مصداق چه آیات و روایاتی است به جایگاه ایشان کاملاً پی می برند و در می‏یابند که ایشان شخصیت دوم عالم هستی بعد از وجود پیغمبر(ص) است.

ابنـا: لطفاً به چند روایت هم اشاره فرمایید.

ــ روایات زیادی وجود دارد که برخی از آنها بسیار معروف هم هستند. مثلاً پیامبر فرمود: "یا علی لحمك مـن لحمي و دمك من دمي و سلمك سلمي و حربك حربي و الايمان مخالط لحمك ودمك كما خالط لحمي و دمي". این حدیث به همان معنای آیه مباهله است. یعنی: "گوشت و بدن تو از گوشت و بدن من و خون تو از خون من است، و صـلح با تو صلح با من و جنگ با تو جنگ با من است، و ايمان همانگونه با گوشت و خون تو آميخته شده كه با گوشت و خون من در آميخته است".

یا روایت روز غدیر که فرمود: "من كنت مولاه فهذا علي مولاه اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله".

همچنین پیامبر(ص) فرمود: "علی مع الحق و الحق مع علی، یدور معه حیث دار".

یا در غزوه خيبر که پيغمبر(ص) فرمود: "لاعطين الراية غداً رجلاً يحب الله و رسوله و يحبه الله و رسوله".

یا پس از غزوه احزاب که فرمود: "ضَربَةُ علي یَومَ الخَندَقِ اَفضَلُ مِن عِبادَةِ الثّقلین"؛ یعنی ارزش فداكارى علی(ع) در روز جنگ خندق بالاتر از عبادت تمام جنّ و انس است.

یا اینکه فرمود: "انا مدینة العلم و علی بابها فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْيَأْتِ البَاب".

همچنین خود اهل سنت از «زيد بن ارقم» روايت کرده اند که: درهای منازل گروهي از اصحاب رسول خدا به سمت مسجد آن حضرت باز بود و از آنها به مسجد تردد مي کردند. روزي رسول خدا فرمود: «سدوا هذه الأبواب الا باب علي». یعنی: اين درها جز در خانه علي را مسدود کنید. مردم در اين باره سخناني مي گفتند، رسول خدا(ص) سخنراني نمود و پس از حمد و ثناي الهي فرمود: «بدانيد که به من امر شده به بستن اين درها مگر در خانه علي؛ به خدا سوگند که من از طرف خود دري را مسدود نکردم و دري را مفتوح نگذاشتم، و لکن خداي تعالي مرا به این کار مأمور نموده و من پيروي از امر خدا نمودم».

«علامه امینی» در کتاب شریف "الغدیر" به این آیات و روایات اشاره کرده است و مخاطبان عزیز را ارجاع می دهم به بحث "فضیلت های امیرالمؤمنین(ع)" در این کتاب شریف. همچنین کتابهای مختلفی که با مضمون علی(ع) از دیدگاه شخصیت‏های بزرگ ادیان ـ چه فرق اسلامی و چه دیگر ادیان توحیدی ـ نوشته شده است؛ مانند کتاب «جرج جرداق» مسیحی.

شاید حتی بیان حقیقت امیرالمؤمنین(ع) از دیدگاه دشمنانش هم سوژه خوبی باشد برای کسانی که جایگاه این یگانه هستی بعد از وجود نازنین پیغمبر را بشناسند. ببینید حتی امثال «معاویه» و «عمروعاص» در ستایش علی(ع) چه چیرهایی گفته اند.

ابنـا: هر معرفتی، تکالیفی را هم الزام می کند. اینک پس از شناخت صحیح جایگاه امیرالمؤمنین(ع)، چه تکلیفی نسبت به ایشان داریم؟

ــ ما نسبت به امیرالمومنین(ع) هم تکلیف عقلی داریم، هم تکلیف شرعی، هم تکلیف انسانی، و هم تکلیف فطری. چرا؟ چون انسان فطرتاً دنبال کمال است و هر جا کمالی ببیند، زیبایی ببیند، بزرگی‎ای ببیند، جذب می‏شود. هرجا که جمع صفات زیبا را ببینیم، فطرت ما، عقل ما، شرع ما و استدلال ما به ما می گوید باید صاحب آن صفات را الگو قرار دهیم. قرآن هم ما را دعوت به این الگوها کرده و فرموده است: "لَقَدْ كَانَ لَكُم في رَسُولِ اللَّهِ أُسوَةٌ حَسَنَةٌ"(6).

همانطور که در پاسخ سؤال قبل گفتم مطابق «آیه مباهله» و «حدیث لحمک لحمی» امیرالمومنین(ع) نفس و جان پیغمبر(ص) است. پس قطعاً باید وجود نازنین امیرالمؤمنین(ع) را الگو قرار دهیم. وقتی ایشان را الگو قراردادیم سه رابطه ویژه تکلیفی نسبت به امیرالمؤمنین(ع) ایجاد می شود؛ سه تکلیف عمده‎ای که از دل آنها تکالیف زیادی استخراج می شود:

اولین تکلیف مسلمانان نسبت به امیرالمومنین(ع) معرفت به وجود نازنین ایشان است. معرفت به ابعاد شخصیتی‎ مولا و نیز معرفت به حق او که «حق اولویت» و «حق امامت» است.

دومین وظیفه مسلمانان نسبت به امیرالمؤمنین(ع) محبت به این وجود نازنین است. محبت به گونه ای که اولاً: او را دوست داشته باشیم؛ ثانیاً: او را از محبوب‎های دیگر خود هم بیشتر دوست داشته باشیم؛ ثالثاً: او را از خودمان هم بیشتر دوست داشته باشیم. اینها نتیجه آیات قرآن و نتیجه تکلیف عقلی و شرعی ما است. یکی از این آیات همان است که فرمود: " قُل لا أَسئَلُكُم عَلَیهِ أَجراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُربى‏"(7)؛ یعنی: ای پیامبر! بگو من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى ‏كنم جز دوست ‏داشتن اهل بیتم.

و تکلیف سوم مسلمین نسبت به امیرالمؤمنین(ع)، اطاعت است؛ اطاعت از اوامر ایشان. چراکه او جان پیغمبر(ص)، مطیع محض پیغمبر(ص) و جانشین بلافصل پیغمبر(ص) است. اطاعت از امیر المومنین(ع) یعنی اطاعت از خدا و اطاعت از رسول خدا.

اگر این مثلث ارتباط را به عنوان تکلیف عقلی و شرعی خود بدانیم، مجموع این سه بخش در واقع پذیرش ولایت امیرالمؤمنین(ع) و نیز اولویت امیرالمومنین(ع) است که مصداق آیه "النَّبيُّ أَولَى بالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهم"(8) است.

ابنـا: یعنی این آیه که بیان کننده اولویت پیامبر(ص) است گویای اولویت امیرالمؤمنین(ع) نیز هست؟

ــ بله ؛ اگر قبول داشته باشیم که علی(ع) نفس و لحم و خون و جان پیامبر(ص) است به این نتیجه می رسیم که "النبي اولي بالمؤمنين من انفسهم" پس از پیامبر، به معنای این است که: "الولي اولی بالمؤمنین من انفسهم". به عبارت دیگر آیه ولایت هم مانند آیه اولویت، بر مسلمانان تکلیف می‏کند که ولایت علی(ع) را بر خود قبول کنند.

 

ابنـا: حال اگر آن معرفت را پیدا کردیم و این تکالیف را هم انجام دادیم، و یه قول شما رابطه مان با امیرالمؤمنین(ع) کامل شد، چه آثار و عواقبی برای ما دارد؟

ــ کسانی که ارتباطشان با امیرالمؤمنین(ع) ارتباط ولایتی ـ مثل ارتباط ولایتی با خدا و رسول خدا(ص) ـ باشد، از چهار اثر زیبا بهره مند می شوند. یعنی ولایت علی(ع) چهار بهره زیبا برای موالیان به ارمغان می آورد:

بهره اول: برای انسان امنیت و آرامش می آورد. ما در این دنیای پر تلاطم نیاز به کشتی نجات داریم. نیاز به ناخدا و رهبری داریم که هیچ رجس، پلیدی و خطایی در زندگی اش وجود ندارد. پیامبر(ص) این ناخدای نجات‏بخش را به ما معرفی کرده است: " اِنَّما مَثَلُ اَهْلِ بَيْتى فيكُمْ كَمَثَل سَفينَةِ نوح عليه ‏السلام مَنْ رَكِبَهَا نَجا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْها غَرق" یعنی: "اهل بيت من، همانند كشتى نوح هسنند که هر كس به آن پناه برد نجات يافت و هر كس رهايش كرد، غرق گرديد". اهل بیت(ع) ناخدایانی هستند که بنابر آیه تطهیر هیچ رجس، پلیدی و خطایی در زندگی آنها وجود ندارد. پس هر کس با آنها باشد قطعا امنیت و آرامش خواهد داشت. لذا در صلوات ماه شعبان می‏خوانیم که: "اللهم صل علی محمد و آل محمد الفلك الجاریة فی اللجج الغامرة یأمن من رکبها". کسی که امامش انسان کاملی مثل امیر المومنین(ع) باشد مثل کسی است که در یک کشتی مطمئن سوار شده که ناخدای کاملی دارد. این انسان در آرامش به سر می برد.

بهره دوم: برای انسان هدایت می‏آورد. خداوند متعال در قرآن می‏فرماید: "مَن يَعْتَصِم بِاللّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقيم"(9) یعنی: "هر كس به خدا تمسك جويد قطعا به راه راست هدايت‏شده است". پس فقط آنهایی که در صراط مستقیم اند هدایت اصلی و واقعی را پیدا کرده اند. این را ضمیمه کنید به تعبیر زیارت جامعه کبیره که: "من اعتصم بکم فقد اعتصم بالله و من اعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم". پس هدایت واقعی در پیروی از ولایت امیر المؤمنین(ع) است. مضمون حدیث "سلسلة الذهب" امام رضا(ع) هم همین است که: "کلمة لا اله الا الله حصني فمن دخل حصني أمن من عذابي بشروطها و أنا من شروطها". یا در جای دیگر فرمودند: "ولایة علي بن ابي طالب حصنی و من دخل حصنی أمن من عذابی".

بهره سوم: برای پذیرندگان ولایت امیرالمومنین(ع) عزت و هویت می‏آ‏ورد. یعنی انسان یک عزت بندگی خدا پیدا می کند؛ چون امیرالمومنین(ع) می‏فرماید: "الهی کفی بی عزا ان اکون لك عبدا و کفی بی فخرا ان اکون لی ربا". بالاترین عزت از آن خداست اگر انسان عبد خدا بشود عبد بودن او از رسول الهی بودن بالاتر است. لذا در معرفی پیغمر در تشهد نماز می گوییم "اشهد أن محمداً عبده و رسوله". هرکس ولایت امیر المومنین(ع) را بپذیرد تبدیل به عبدالله می شود؛ تبدیل به جندالله می شود؛ تبدیل به ولی الله می شود؛ تبدیل به حزب الله می شود. یعنی هویت و عزت او خدایی می شود.

ثمره چهارم: ولایت امیرالمؤمنین(ع) برای هر کس که آن را بپذیرد حمایت، شفاعت، مغفرت، رحمت و برکت الهی می‏آورد.

ابنـا: به نکته خوبی اشاره کردید. محبت امیرالمؤمنین(ع) در برخی محبان، موجب غلو شده و می‏شود. یعنی غیر از غلات، در بین شیعیان و حتی برخی هیأتی ها می بینیم که نادانسته اعتقادات شرک آمیز دارند. یا مثلاً در هند و پاکستان برخی معتقدند که دوست داشتن اهل بیت(ع) جایگزین نماز و عبادت است!

ــ عزت شیعه به بندگی خداست. امیرالمؤمنین(ع) نمی‏خواهد ما «علی پرست» شویم؛ او می‏خواهد که ما «خدا پرست» شویم. همه باید بدانیم که علی(ع) یک "انسان" کامل است؛ انسانی که به واسطه عبد خدا بودن، رضای او رضای خدا و غضب او غضب خدا شد. بالاترین عزتی که انسان پیدا می کند عزت بندگی است.

ابنـا: در مقابل این افراطی ها، تفریطی ها هم هستند که به توسل و شفاعت اشکال می‏گیرند.

ــ امیرالمؤمنین علی علیه السلام در عالم هستی جایگاه "واسطه فیض بودن" دارد. وجود پیغمبر (ص) و ائمه معصومین(ع) واسطه فیض بین آسمان و زمین هستند. بنابراین به مصداق آیه شریفه "يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله وابتغوا اليه الوسيلة"(10) وسیله و شفیع ما در درگاه خداوند هستند.

ابنـا: عواقب ترک ولایت امیرالمومنین(ع) چیست؟

ــ عواقب مختلفی دارد. عقوبت اول اینکه انسان در صراط «ضالین» و «مغضوبین علهیم» قرار می‏گیرد. یعنی مورد غضب خدا و مورد گمراهی مسیر زندگی قرار می گیرد. قرآن می فرماید در برابر صراط مستقیم، سه گروه قرار دارند:

اول: آنهایی که پذیرنده صراط مستقیم اند: "انعمت علیهم". به آنها نعمت می دهد.

دوم: آنهایی که جنگنده و مقابله کننده با صراط مستقیم اند: "مغضوب علیهم". به آنها خشم می گیرد.

سوم: آنهایی که گم کرده راهند: "ضالین". اینها هم همیشه سرگردان اند.

لذا کسانی که ولایت محبت، معرفت و اطاعت حضرت را نپذیرند که همان ولایت خداست و ولایت رسول خداست، به خودشان ظلم کرده و راه را گم کرده اند.

عقوبت دوم اینکه چون آدرس را گم می‎کنند، راه موفقیت را هم گم می کنند. در نتیجه ناآرام و مضطرب اند و به نتیجه نمی رسند.

عقوبت سوم اینکه بی هویت اند. کسی که ولایت پیامبر و اهل بیت او را ندارد هویت ثابت و مستحکمی نخواهند داشت. لذا مجبور است در حزب شیطان باشند و تشخیص هایی را برای خودش درست کند که هیچ کدام دوام و ثبات و عمقی ندارد.

ابنـا: از فرصتی که در اختیا ما قرار دادید متشکریم.

ــ امیدوارم که خداوند به همه ما توفیق بدهد هم معرفت به امیرالمؤمنین(ع) پیدا کنیم، هم محبت این وجود نازنین را داشته باشیم، هم اطاعت نسبت به حضرت داشته باشیم، و در نتیجه از هدایت حضرت(ع) بهره مند شویم. والسلام علیکم و رحمة الله.


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:







تاريخ : پنج شنبه 10 مرداد 1392برچسب:, | 13:12 | نویسنده : هــــفـــتــــکـل ســـــــلام |