داستان پیرمرد و پسرک واکسی

 

پیرمرد هربار که می خواست اجرت پسرک واکسی کر و لال را بدهد ، جمله ای برای خنداندن او روی اسکناس می نوشت.این بار هم همین کار را کرد.پسرک با اشتیاق ، پول را گرفت و جمله ای را که پیرمرد نوشته بود،خواند. روی اسکناس نوشته بود:«وقتی خیلی پولدار شدی،به پشت این اسکناس نگاه کن.» پسر با تعجب و کنجکاوی ، اسکناس را برگرداند تا به پشت آن نگاه کند.پشت اسکناس نوشته شده بود:«کلک! تو که هنوز پولدار نشدی!»

پسرک با صدای بلند خندید؛هرچند صدای خنده خود را نمی شنید.


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:







تاريخ : سه شنبه 1 بهمن 1392برچسب:, | 23:26 | نویسنده : هــــفـــتــــکـل ســـــــلام |